امارات لومباردي در جنوب ايتاليا در حدود 978 به وسيلهٴ يك راهب سالرنويي تأليف شد؛ اين كتاب ارزش بسيار دارد، چون تأثير زيادي را كه از آن پس از آن گوشهٴ اروپا اعمال كرد، و به ناخودآگاه تمدن تازهاي را اعتلا بخشيد، اندكي روشن ميسازد. ريشر رنسي، از شاگردان ژربر، تاريخ پايان سلسلهٴ كارولنژي و نخستين پادشاه كاپهيي را بيان كرد. هريگرلوبهاي، شاگرد محبوب نوتگر، قديمترين تاريخ اسقفنشين ليژ را نوشت.
تاريخهاي متعددي نيز به زبان يوناني نوشته شد. اول از همه، كنستانتينوس به تأليف يك دايرةالمعارف تاريخي فرمان داد، كه مجموعهاي از منتخبات آثار مورخان پيشين بود. سوميون ترجمان، برجستهترين تذكرة الاوليانويس بيزانسي، احتمالاً مؤلف ذيل تاريخ گورگيوس راهب بوده. ليون شماس تاريخ زمان خود را نوشت كه از مآخذ اصلي مطالعه در نژادشناسي بلغارها و روسهاست.
جوابيهاي از شريرهٴ جايون خطاب به جماعت يهودي قيروان در حدود 980، براي تحقيق در تاريخ يهود از زمان تلمود تا سدهٴ دهم ارزش بيپاياني دارد.
مهمترين مورخان مسلمان شرق عبارت بودند از حمزهٴ اصفهاني، مورخ متعصب ايراني كه با اقتباس از مآخذ ايراني، تاريخي به زبان عربي نوشت؛ ابن مسكويهٴ عالم اخلاق هم، كه ايراني بود، مؤلف يك تاريخ عمومي است ؛ و موءلف بزرگ
الفهرست ابن ابي يعقوب النديم -- كه او را به خوبي ميتوان مورخ ناميد.
در ميان مسلمانان اسپانيا بايد ذكري كرد از عريب بن سعد كه زماني در اثناي سالهاي 961 تا 976 تاريخ اسپانياي مسلمان و افريقيه را نوشت؛ ابن قوطيه كه تاريخ اندلس را از 711 تا 893 نوشت ؛ و ابن جلجل كه تاريخ حكما و اطباي اسپانياي مسلمان را در آن روزگار به وي مديونيم.
هسيه چو -- چنگ تاريخ رسمي قديمي سلسلههاي پنجگانه را تحرير كرد. تسان -- نينگ مجموعهاي از تراجم احوال بوداييان را تا سال 988 فراهم ساخت.
9 مكرر. قانون بيزانسي. سرانجام باسيليكا به فرمان كنستانتينوس تهذيب شد. شخص امپراتور به اين موضوع علاقهٴ عميقي داشت و خودش آثاري در باب حكومت بيزانس وآداب آن نوشت. كتاب او در باب نواحي و مناطق امپراتوري و طرز ادارهٴ آنها از لحاظ جغرافياي تاريخي و نژادشناسي داراي اهميت خاصي است.
10. زبانشناسي عربي، سرياني، يهودي، بيزانسي، لاتيني، انگليسي، چيني و ژاپني. حمزهٴ اصفهاني به تحقيق در موضوعات نحوي پرداخت و با تحقيق در ريشهشناسيها كه مبين برتري زبان فارسي بر عربي بود، تمايلات شعوبي خود را اقناع كرد. اسماعيل بن عباد واژهنامهٴ عربي عظيمي تأليف كرد. جوهري به تأليف واژهنامهٴ ديگري پرداخت كه در آن واژهها به ترتيب الفبايي حرف آخر ريشهشان مرتب شده بود. اين كتاب را شاگردش ابراهيم بن صالح به پايان رساند. ابن